من بد - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 21:12
نميدونم چرا دلت ميخواد تظاهر كني عاشقمي در حالي كه تو عمل هيچ دوست داشتني نشون نميدي حرفتم اينه كه من مغرورم .... من خودخواهم .... مشكل از منه .... من چيزاي كوچيكو بزرگ ميكنم :/ درحالي كه ميدوني چقدر اينا واسم ارزش دارن ....
گردو - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 5:26
يه گردو شيرين ...عين جامدادي اي كه قابل كسيو نداره.... عين دست بندي كه هيچ ارزشه مراقبتي نداره و گم ميشه .... و حلقه اي كه ميتونست بزرگ ترين بهونه واسه خاطرات ما بشه.... همه ي چيزايي كه دوسشون داريم از دست رفت و فقط جاش گردو موند .......
من بد - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 5:26
نميدونم چرا دلت ميخواد تظاهر كني عاشقمي در حالي كه تو عمل هيچ دوست داشتني نشون نميدي حرفتم اينه كه من مغرورم .... من خودخواهم .... مشكل از منه .... من چيزاي كوچيكو بزرگ ميكنم :/ درحالي كه ميدوني چقدر اينا واسم ارزش دارن ....
برگشتن دوباره .... - تاریخ: 1396/8/9 ساعت: 5:26
نميدونم بعده اين همه سال چرا دوباره شروع به ساختن و نوشتن كردم تو اين وبلاگ....كم ضربه نخوردم ازوبلاگاي قبليم..... ولي خوب بازم دلم نوشتن ميخواد.... بازم دلم ميخواد حرف بزنم .... از خودم بگم... از دلتنگيام.... ازقلبم .... ازتو ... از اينكه چقدر دوست دارم .... از اينكه از تهه دلم بنويسم ..... دلم واس...